تبلیغات
وبلاگ آموزشی و اجتماعی ابتهاج - مطالب سخن بزرگان
سه شنبه 8 بهمن 1387

چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :سخن بزرگان  ،

پرسیدم:  چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و  بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و  ترس را به گوشه ای انداز .

 شک هایت را باور نکن و  هیچگاه به باورهایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی  كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی       

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن

فرقى نمی كند گودال آب كوچكى باشى یا دریاى بیكران... زلال كه باشى، آسمان در توست

نلسون ماندلا


سه شنبه 8 بهمن 1387

لعنت بر شیطان

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :سخن بزرگان  ،دانستنی ها ،عمومی ،

" به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه كرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می كنی در حالی كه هیچ بدی در حق تو نكرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است كه آن را رام نكرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه كاره ای؟» پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد. "


 


شنبه 9 آذر 1387

لذت بردن از زندگی ، دشوار یا آسان ؟؟؟

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :عمومی ،سخن بزرگان  ،

اغلب ما وقتی حرف از لذت در زندگی می شه می‌گیم ای بابا دلت خوشه! خوشی كدومه؟ سرم شلوغه، اعصابم خورده، بدهكارم ، گرفتارم و ...

اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمون رو كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواد و نه پول زیادی.

 پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشه نباشیم ، 40 مورد زیر رو بخونید تایید خواهید كرد.

1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2- سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3- تلاش كنیم کمتر گله کنیم.
4- با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.
5- گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.
6- بیشتردعا کنیم.
7- در داخل آسانسور و راه پله و... با آدمها صحبت کنیم.
8- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.
9- لذت عطسه کردن را حس کنیم.
10- قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.


11- زیر دوش آواز بخوانیم.
12-سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .
13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم!
16- از تفكر درباره تناقضات لذت ببریم.
17- برای کارهایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است!
18- مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... برای خودمان جمع‌آوری کنیم.
19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی  بسازیم.
20- گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر كنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.
21- گاهی از درخت بالا برویم.
22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.
24- بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم.
25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یک بستنی بخریم و با لذت بخوریم


26- در جلوی آینه بایستیم و خودمان را تماشا كنیم.
27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.
28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .
29- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس کنیم.
30- زیر باران راه برویم.
31- کمتر حرف بزنیم و بیشتر گوش كنیم .
32- قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .
33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
34- اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.
35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.
37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.
38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.
40- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد.

 


سه شنبه 5 آذر 1387

از زندگی آموختم

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :عمومی ،سخن بزرگان  ،

در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند، و گاهی اوقات پدران هم.
در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود..
در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته محروم می کند.
در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن.
در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می سازد.
در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم.
در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهند.
در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان، و پیروی کورکورانه بد ترین دشمن وی است.
در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.
در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد، اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد.
در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارتهای خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است.
در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است، به رشد وکمال خود ادامه می دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می شود..
در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.
در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست!


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط " است
حواست را جمع کن

دست و پا گیر ترین کلمه "محدودیت" است
اجازه نده مانع پیشرفتت شود

سخت ترین کلمه "غیر ممکن" است
اصلا وجود ندارد

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است
مواظب پل های پشت سرت باش

تاریک ترین کلمه "نادانی" است
آن را با نور علم روشن کن

کشنده ترین کلمه "اضطراب" است
آن را نادیده بگیر

صبور ترین کلمه "انتظار" است
همیشه منتظرش بمان

با ارزش ترین کلمه "بخشش" است
سعی خود را بکن

قشنگ ترین کلمه "خوشرویی" است
راز زیبایی در آن نهفته

سازنده ترین کلمه "گذشت" است
آن را تمرین کن

پرمعنی ترین کلمه "ما" است
آن را به کار ببر

عمیق ترین کلمه "عشق" است
به آن ارج بده

بی رحم ترین کلمه "تنفر" است
با آن بازی نکن

خودخواهانه ترین کلمه "من" است
از آن حذر کن

نا پایدارترین کلمه "خشم" است
آن را در خود فرو بر

بازدارنده ترین کلمه "ترس" است
با آن مقابله کن

با نشاط ترین کلمه "کار" است
به آن بپرداز

پوچ ترین کلمه"طمع " است
آن را در خود بکش

سازنده ترین کلمه "صبر" است
برای داشتنش دعا کن

روشن ترین کلمه "امید" است
همیشه به آینده امیدوار باش


دوشنبه 16 اردیبهشت 1387

فوتبال را از یک سگ آموختم!

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :سخن بزرگان  ،

  
 رونالدینیو ،ستاره برزیلی تیم فوتبال بارسلونا گفت: یک سگ به او کمک کرده تا مهارت های فوتبال را بیاموزد!

 گزارش خبرگزاری مهر ، رونالدینیو گفت زمانی که کودکی بیش نبود با سگی به نام "بن بن" در خیابانی در "پورتوآلگره" بازی می کرده است.

او گفت: من بازی فوتبال را در خیابانی در پورتو آلگره یاد گرفتم. ما بچه ها زمین فوتبال نداشتیم و در خیابان بازی می کردیم. وقتی بچه ها به خانه هایشان می رفتند، من و "بن بن" با هم بازی می کردیم!

رونالدینیو افود: "بن بن" می توانست توپ را نگه دارد اما از قوانین فوتبال چیزی نمی دانست چون یک سگ بود. او خوب بازی می کرد و پای راست قدرتمندی داشت. "بن بن" بهترین سگ منطقه بود!


جمعه 13 اردیبهشت 1387

چند حکایت از پائولوکوئیلو

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :سخن بزرگان  ،

 
شهسواری به دوستش گفت: بیا به کوهی که خدا آنجا زندگی می کند برویم.میخواهم ثابت کنم که اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهیچ کاری برای خلاص کردن ما از زیر بار مشقات نمی کند.

دیگری گفت: موافقم .اما من برای ثابت کردن ایمانم می آیم .

وقتی به قله رسید ند ،شب شده بود. در تاریکی صدایی شنیدند:سنگهای اطرافتان را بار اسبانتان کنید وآنها را پایین ببرید

شهسوار اولی گفت:می بینی؟بعداز چنین صعودی ،از ما می خواهد که بار سنگین تری را حمل کنیم.محال است که اطاعت کنم !

دیگری به دستور عمل کرد. وقتی به دامنه کوه رسید،هنگام طلوع بود و انوار خورشید، سنگهایی را که شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن کرد. آنها خالص ترین الماس ها بودند...          

مرشد می گوید:

تصمیمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند .

------------ --------- --------- --------- ----

ادامه مطلب ...


سه شنبه 3 اردیبهشت 1387

شش اصل بیل گیتس

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :سخن بزرگان  ،

اصل اول) د‌ر زند‌گی، همه چیز عاد‌لانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید‌.

اصل د‌وم) د‌نیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. د‌ر این د‌نیا از شما انتظار می‌رود‌ قبل از آن‌که نسبت به خود‌تان احساس خوبی د‌اشته باشید‌، کار مثبتی انجام د‌هید‌.

اصل سوم) پس از فارغ‌التحصیل شد‌ن از د‌بیرستان و استخد‌ام، کسی به شما رقم فوق‌العاد‌ه زیاد‌ی به عنوان حقوق پرد‌اخت نمیکند‌؛ به همین د‌لیل باید‌ قبل از رسید‌ن به مقام معاون ارشد ‌ برای مقام و مزایایش زحمت کشید‌.

اصل چهارم) اگر فکر می‌کنید‌ آموزگارتان سختگیر است، سخت د‌ر اشتباه هستید‌. پس از استخد‌ام شد‌ن متوجه خواهید‌ شد‌ که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ند‌ارد‌.

اصل پنجم) آشپزی د‌ر رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد‌ ند‌ارد‌. پد‌ربزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح د‌یگری د‌اشتند‌، از نظر آنها این کار یک فرصت بود‌.

اصل ششم) اگر د‌ر کارتان موفق نیستید‌، والد‌ین خود‌ را ملامت نکنید‌، از نالید‌ن د‌ست بکشید‌ و از اشتباهات خود‌ د‌رس بگیرید‌.
 


پنجشنبه 15 فروردین 1387

باز هم ما غافل ایم

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :سخن بزرگان  ،

روزها با همان سرعت خود میگذرند.

شبها همچنان...

ولی یکبار هم انسان فکر نمکند ...چرا؟

...

هر لحظه از عمر ما کاسته میشود...

و ما بسوی مرگ نزدیک میشویم...

...

هر ثانیه عمر ما ما را بسوی مرگ میکشاند...

ولی باز هم ما غافل ایم...


دوشنبه 13 اسفند 1386

سایت راز زندگی

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :سخن بزرگان  ،

مقالات جالب علمی را در سایت راز زندگی بخوانید.

http://www.rahezendegi.com/


پنجشنبه 27 دی 1386

Beowulf

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :سخن بزرگان  ،

Beowulf


 

لینکهای دانلود (نسخه اورجینال)
beo.part1.rar
beo.part2.rar
beo.part3.rar
beo.part4.rar
beo.part5.rar
beo.part6.rar
beo.part7.rar
beo.part8.rar


پنجشنبه 6 دی 1386

اقوال زرین

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :سخن بزرگان  ،

جبران خلیل جبران : طبیعت با آغوشی باز و دستانی گرم ، از ما استقبال کرده و می خواهد که از زیبایی اش لذت بریم.چرا انسان باید آنچه در طبیعت ساخته شده است را از بین برد ؟


جبران خلیل جبران : چنانکه برگ ناچیز درخت نمی تواند رنگ سبز خود را تغییر دهد و آن را به زردی درآورد ، جز با خواست طینت درخت و نوعی شناخت که در نهاد آن به کار گرفته شده است ، کسی هم که مرتکب گناهی می شود قادر نیست بدون خواست و اراده ناپیدای شما و نیز بدون آگاهیهای مرموز دل شما مرتکب بزهکاری شود ، زیرا شما همگی در یک قافله رو به سوی ذات الهی در حرکتید (راه شمایید و رهروان شما ) .


كریستین‌ : برای‌ ازدواج‌ كردن‌، بیش‌ از جنگ‌ رفتن‌، شجاعت‌ لازم‌ است‌.


بزرگمهر  : چون به کسی اجازه دادی که در حضورتو سخن بگوید بر او درشتی و تندی مکن و بمان تا سخنش را به پایان برد


ارد بزرگ : برای آنکه به پایین پرتاب نشویی ، دست گیر آدمیان شو .


فردریش  نیچه :جهان هیولای انرژیست که آغاز و پایان ندارد وتنها خود را دگرگون می سازد.


آلن لاکین : برنامه ریزی ، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین الان کاری برای آن انجام دهید.


ارد بزرگ : برای آنکه پرواز کنی ، پیکر خویش را به حال خود رها مکن .


هنری ترو : از این نکته مشوق تر نمی توان که بشر دارای دارای قدرت انکار ناپذیری است که می تواند با یک مجاهدت آزادی زندگی خود را اعتلا دهد اگر کسی در جهت رویا و تخیل های خویش راه برود و کوشش کند و آن زندگانی ای را که در عالم خیال برای خود مجسم کرده است فراهم سازد با موفقیتی که در لحظه های عادی غیر منتظره است مواجه خواهد شد.


ارد بزرگ : برای آنکه فربه شوی ، نخست با خود یکی شو .


فردریش  نیچه :پاکی نفس جدایی می آورد.


هربرت اسپنسر : انسان قبل از هر چیز باید حیوان خوبی باشد .


حکمت هندو : پاداش درستی را در درستی بجوی ، و انگیزۀ کار نیک را همان نیکی بدان و سود دیگر مخواه .


اُرد بزرگ : پیش از آنکه با کسی پیمانی ببندید ، دمی درباره توانایی خود در اجرای آن بیندیشید و سپس پاسخ گویید .


بزرگمهر  : خرسندترین  آدم کسی است که دل از مهر و موافقت گردان سپهر برگیرد


هرشل : امید غذای روزانۀ بیچارگان است .


حسین بهزاد : هرگز مگذاركه خنده تو باعث گریه دیگری شود .


حافظ : فلک به مردم نادان دهد زمام مراد *** تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس


فردریش  نیچه :حقیقت نیازمند نقد است نه ستایش .


ارد بزرگ : پیش نیاز رسیدن به دلیری و بی باکی ، یافتن  آرمان و خواسته ای هویدا است .


جبران خلیل جبران : شما چون فصلهای سال هستید ، زیرا در زمستان خود بهار را انکار می کنید ، در حالی که بهار سرسبز هرگز شما را انکار نمی کند ، بلکه در سنگین ترین خواب غفلت به روی شما لبخند می زند ، بی آنکه خشمگین شود و یا با شما ستیز کند و صفا و یکرنگی را نادیده بگیرد .


هاولاک الیس : جاییکه در آن خوش بینی بیش از هر جای دیگر رواج و رونق دارد ، تیمارستان است .


اُرد بزرگ : پیش نیاز دلیر بودن بدنی ورزیده نیست ، گاهی آدمهای سبکبار، پشت تواناترین مردان را هم به لرزه افکنده اند .


كریستین : برای ازدواج كردن بیش از جنگ رفتن شجاعت لازم است .


اُرد بزرگ : پشتیبانی از داشته دیگران ، پشتیبانی از داشته خود ماست .


جبران خلیل جبران : کامل ترین پاداش برای انسان ، بخششی است که بتواند امیال هستی اش را تغییر دهد و خواستهای دو لب خشکیده از عطش او را دگرگون سازد و تمام زندگی اش را به چشمه های همیشه جوشان و ابدی تبدیل کند .


بزرگمهر  : چون بخشنده ای با مستحق بخشش و کرم کرد در دل احساس شادی و فرح کند ، و ببالد . اما نیکی کردن به ناسزاوار روا نیست ، چه او هرگز قدر احسان را نمی شناسد و همچنانکه از خار خشک گل نمی روید ، ارج نهادن به نیکی را نمی داند . اگر از گنگی یا کری چیزی بپرسیم دور نیست که به گونه ای پاسخ گوید ، اما نشدنی است که نااهل و ناسزاوار قدر احسان را بشناسد و سپاس گوید .


هرمن كین : هیچ‌كس نمی‌تواند به كارمندان این دوره انگیزه ببخشد بلكه این انگیزه می‌بایست درون خود افراد وجود داشته باشد


دوکلوس : نفهمی و نادانی سه نوع است : یکی آنکه انسان هیچ نداند ، دوم آنکه آنچه را که لازم است نداند ، و سوم آنکه آنچه را نباید بداند ، بداند .


دانته :به یاد داشته باش كه امروز طلوع دیگری ندارد.


ارد بزرگ : پیران جهان دیده برای گفتگو  سدی برپا نمی کنند .


هراس وال پول: کسی که به کسی حسد می ورزد، دلیل بر آن است که به برتری او اعتراف کرده است.


دوکلوس : اگر جوان را از عشق منع کنید ، چنان است که مریض را از کسالتش سرزنش دهید .


ارد بزرگ : پرسش روشن شاگرد از پاسخ استاد ارزشمندتر است .


هیوم :خوشبختی پروانه است. اگر او را دنبال کنید از شما می گریزد ولی اگر آرام بنشینید، روی سر شما خواهد نشست. "


اُرد بزرگ : فرومایگان ،  بزرگترین پیروزیهای پیشینه کهن خویش را به ریشخند گرفته اند .


بزرگمهر  : خرد در پیکار با دیوان برنده ترین سلاح ها ااست  در برابر شمشیر تیز دیو  ، خرد جوش است و جان بدان روشن .


هانری برگسون  : حواس وسیله ی کشف نیست بلکه فقط وسیله ی ارتباط عملی پیدا کردن با عالم خارج است و همین طور عقل .آن همان مایه ی دانشی است که در جانوران ، غریزه و در انسان ، عقل را به وجود می
آورد . از آن مایه ی دانش در انسان قوه ی اشراقی به ودیعه گذاشته  شده که در عموم به حال ضعف و ابهام و محو است ، ولی ممکن است که قوت و کمال یابد تا آنجا که شخص متوجه شود که آن اصل اصیل در او نفوذ کرده مانند آتشی که در آهن نفوذ و آنرا سرخ می کند . به عبارت دیگر اتصال خود را با مبدا در می یابد و آنش عشق در او افروخته می شود ، هم تزلزل خاطری که از عقل در انسان رخ کرده مبدل به اطمینان می گردد ، هم علاقه اش از جزئیات سلب می شود .


نادر شاه افشار : لحظه پیروزی برای من از آن جهت شیرین است که پیران ، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببینم .


جبران خلیل جبران : همه آنچه در خلقت است ، در درون شماست و هر آنچه درون شماست ، در خلقت است.


دوکلوس : جوانی صندوق در بسته ای است که فقط پیران می دانند درون آن چیست .


اُرد بزرگ : پیران فریبکار، آتش زندگی جوانانند .


کانت: چنان باش که به هر کس بتوانی بگویی «مثل من رفتار کن».


جبران خلیل جبران : آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک .


پنجشنبه 6 دی 1386

زندگی اطلس جغرافی ماست

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :سخن بزرگان  ،

زندگی اطلس جغرافی ماست
که در آن نقشه استان محبت پیداست
جلگه جهد و نمکزار حسد پیدا نیست
کوه چهل چشمه عشق ارتفاعش بسیار
و فلات ایمان حول این کوه چه وسعت دارد!


پنجشنبه 6 دی 1386

فقر

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :سخن بزرگان  ،

روزی از روزها پدری از یک خانواده ثروتمند، پسرش را به مناطق روستایی برد تا او دریابد مردم تنگدست چگونه زندگی می‌کنند. آنان دو روز و دو شب را در مزرعه ی خانواده‌ای بسیار فقیر سر کردند و سپس به سوی شهر بازگشتند. در نیمه‌های راه پدر از فرزند پرسید: خب پسرم، به من بگو سفر چگونه گذشت؟
- خیلی خوب بود پدر.
- پسرم آیا دیدی مردم فقیر چگونه زندگی می‌کنند؟
- بله پدر، دیدم...
- بگو ببینم از این سفر چه آموختی؟
- من دیدم که ما در خانه ی خود یک سگ داریم و آنان چهار سگ داشتند. ما استخری داریم که تا نیمه‌های باغمان طول دارد و آنان برکه‌ای دارند که پایانی ندارد، ما فانوسهای باغمان را از خارج وارد کرده‌ایم، اما فانوسهای آنان ستارگان آسمانند؛ ایوان ما تا حیاط جلوی خانه‌مان ادامه دارد، اما ایوان آنان تا افق گسترده است. ما قطعه زمین کوچکی داریم که در آن زندگی می‌کنیم، اما آنها کشتزارهایی دارند که انتهای آنان دیده نمی‌شود؛ ما پیشخدمتهایی داریم که به ما خدمت می‌کنند، اما آنها خود به دیگران خدمت می‌کنند؛ ما غذای مصرفی‌مان را خریداری می‌کنیم، اما آنها غذایشان را خود تولید می‌کنند؛ ما در اطراف ملک خود دیوارهایی داریم تا ما را محافظت کنند، اما آنان دوستانی دارند تا آنها را محافظت کنند.
آن پسر همچنان سخن می‌گفت و پدر سکوت کرده بود و سخنی برای گفتن نداشت. پسر سپس افزود:
- متشکرم پدر که نشان دادی ما چقدر فقیر هستیم!


تعداد کل صفحات: 8 1 2 3 4 5 6 7 ...