تبلیغات
وبلاگ آموزشی و اجتماعی ابتهاج - مطالب مشاهیر اسلامی

دانشنامه فارسی اقتصاد امروز یکی از پرافتخار ترین تارنماهای زبان فارسی در سرتاسر جهان و بزرگترین مرجع مطالب اقتصادی برای هزاران دانشجو و خوانندگان گرامی از سراسر جهان میباشد.

زمانیکه این سایت را یک سال و چند روز قبل بنیاد نهادم این حرف هرگز بفکرم خطور نمیکرد که درین مدت قلیل فقط یکسال این تارنما به یکی از بزرگترین و پربازدیدترین سایت های زبان فارسی در داخل و خارج کشور مبدل گردد که روزانه هزاران دانشجو و جستجوگران علم و دانش بسراغ آن آمده از محتویات آن مستفید میشوند. امروز با کمال افتخار میتوانم بگویم که دانشنامه فارسی اقتصاد یگانه بزرگترین و موثق ترین مرجع برای مطالب اقتصادی، مدیریتی، بانکداری و سایر علوم مربوطه اینان بزبان فارسی در سراسر جهان میباشد.



http://www.daneshnamah.com/index.php?option=com_content&view=article&id=1960:1389-07-12-09-08-09&catid=76:about-us&Itemid=84


برای دیدن صفحه فیس بوک من بروی عکس پائین کلیک نمائید.

Sohaib Obaidi Ebtihaj


سه شنبه 26 آذر 1387

subhanallah

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :مشاهیر اسلامی ،


دوشنبه 16 اردیبهشت 1387

سایت ایمان

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :مشاهیر اسلامی ،

ان الدین عندالله الاسلام - الا لله الدین الخالص

 


دوشنبه 6 اسفند 1386

صهیب رومی...صحابی جلیل القدر

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :مشاهیر اسلامی ،

صهیب ابن سنان بن مالک ، مکنی به ابویحیی ،از بنی نمربن قاسط. صحابی است و از تیراندازان نامی عرب و از سابقان در اسلام است . پدر او از اشراف جاهلیت است . کسری او را بر ابله بصره ولایت داد. منازل کسان او در سرزمین موصل بر شط فرات (از جانب جزیره و موصل ) بود. و صهیب بسال 36 قبل از هجرت . بدانجا متولدشد. رومیان بر آنها غارت بردند و صهیب را اسیر گرفتند. یکی از بنی کلب وی را اسیر گرفت و بمکه آورد. عبداللّه جدعان تیمی او را خرید، سپس آزاد کرد و او در مکه بتجارت پرداخت و چون اسلام ظاهر گشت ، وی مسلمانی گرفت و سی و چندمین تن بود که اسلام آورد. چون مسلمانان عازم هجرت حبشه شدند، صهیب مالی فراوان بدست آورده بود. مشرکان از مهاجرت او ممانعت کردند و گفتند تو گدائی پست بودی و اکنون که مالی فراوان یافته ای اراده رفتن داری ! گفت : اگر مال خویش را بدهم مرا در رفتن آزاد میدارید؟ گفتند: آری . وی همه مال خود بدانها داد. چون این خبر به پیغمبر رسید، گفت : ربح صهیب ربح صهیب ; یعنی صهیب سود برد. صهیب در جنگ بدر و احد و دیگر غزوات حاضر بود و در صحیحین 307 حدیث از او آمده است . وی بسال 32 ه' . ق. در مدینه درگذشت . (الاعلام زرکلی ص 436). صهیب بخاطر زهد و پارسائی و مقام شامخی که در متقدمین دارد بین مسلمانان شهرتی وافر داشته ودر ادب فارسی نام او فراوان دیده میشود:
پیش صدر مصطفی بین هم بلال و هم صهیب
این چو عود آن چون شکر در عود سوزان آمده .


جمعه 4 آبان 1386

امام مجدد محمد بن عبدالوهاب

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :مشاهیر اسلامی ،


 

 محمد بن عبدالوهاب در حدود سال 1111/1700 در بطن صحرای عربستان در منطقه ای که به نجد موسوم است ، زاده شد . این مصلح پیرایشگر آتشی برافروخت که شعله های آن در مدتی اندک تا اقصی نقاط جهان اسلام را به کام خود گرفت و با ستردن زنگار عطلت و کاهلی از آن شوق بازگشت به روزگار سلف را در آن برانگیخت .وی به عنوان مصلح دینی پرچمدار آزادی و خطیب نه تنها پیروز برآمد و مقام و رفعتی بلامنازع یافت بلکه در تمام این زمینه ها نیز اثری عمیق و ماندگار از شخصیت پیشتاز خود بر جای گذاشت .در میان معاصران او در عربستان هیچ کس نبود که بر منبر و برسکوی وعظ با همان شور و فصاحتی که همواره از آن برخوردار بود بنکوهد و آرام کند، اقامه دعوا کند و بر انگیزد و موعظه کند وبه حرکت در آورد. این شیخ در مدینه تحصیل کرد، سپس راه سفر در پیش گرفت وتا ایران آمد و سرانجام در موطن خود در نجد ماندگار شد. از جمله اساتید او شیخ عبدالله ابن ابراهیم نجدی، شیخ محمد حیات سندی و شیخ محمد مجموعی شهرت بیشتری دارند، علاقه به مطالعه و تمایلات دینی شدید از ایام کودکی در وی مشهود بود و از همین رو حتی از همان ابتدای زندگیش به علم وتقوی شهره گردید. در دوران تحصیلش عمیقا به قرآن وسنت علاقه یافت و از همان ایام مصمم شد تا از هیچ تلاشی برای بازبردن مردمش به مجد و عظمت نخستین اسلام فروگذار نکند . برای وصول به این هدف شمال و جنوب عربستان را زیر پا گذاشت و شعار بازگشت به اسلام را تبلیغ کرد. خطابه های او که به صراحت وصدق و صفا ممتاز بود در هر جا که او پا می گذاشت روح و عزمی تازه می دمید و از همین رو در میان مردمی که از فریب و ریا به جان آمده بودند چونان پیامی حیات بخش به گوش جان نیوشیده می شد. وی ایشان را دعوت می کرد تا از هر کاری که با روح اسلام مخالفت دارد اجتناب کنند. پس از چندی برای وی مسلم شد که صرف اقناع بدون استمداد از قدرت سیاسی ممکن است در فرد موثر واقع شود اما مشکل بتوان بدون برخورداری از حمایت یک نیروی سیاسی صرفا از این طریق تحولی اساسی در میان ملت پدید آورد و لذا بر آن شد تا طوایف و قبایل مختلف عرب را تحت لوای واحدی متحد سازد و برای نیل به این مقصود از طریق عثمان بن حمد بن معمر امیر عیینه دست به کار شد . امیر در آغاز دعوت شیخ را پذیرفت اما بعدا بر این قرار نماند. شیخ به ناچار عیینه را ترک کرد و به درعیه رفت و در آنجا علی رغم مخالفتهای علمای جاهل ،دعوت خویش را ادامه داد و عاقبت نه تنها توانست مردم را به حرکت خویش بگرواند بلکه همراهی و همدلی محمد بن مسعود ، رئیس طایفه بزرگ و قدرتمند سعود و قدرتمندترین روسای قبایل سراسر نجد را نیز جلب کرد. و این امر به میزان قابل ملاحظه ای بر حیثیت معنوی و قدرت مادی شیخ افزود. به تدریج عربهای سراسر عربستان طعم اتحاد سیاسی - مذهبی مشابه آنچه پیغمبر بدیشان ارزانی داشته بود ، می چشیدند. محمد بن عبدالوهاب نظیر کامل عیار و تالی تلو دو خلیفه نخست یعنی ابوبکر و عمر(رض) بود. بعد از وفات وی در سال 1201/1787 شاگردش مسعود بن عبدالعزیز نشان داد که خلف صالح اوست . دولت وهابی جدید سواد عین خلافت مکه در صدر اسلام بود. با اقتدار این دولت جدید تحولی عظیم در ترکیب و ترتیب سیاسی و اداری این کشور به بار آمد. مسعود بن عبدالعزیز با آنکه قدرت نظامی فراوانی داشت ، همواره خود را در مقابل مردم مسئول می دانست و هیچ گاه به آزادی های مشروع اتباع خود تجاوز نکرد. حکومت او علی رغم سخت گیری اش ، کارآمد و عادلانه بود . قضات وهابی صالح وراست کردار بودند. در سایه این حکومت راهزنی و غارت از یادها رفت و صلح و آرامشی همه گیر برقرار شد.مسعود بن عبدالعزیز که نجد را از نظر سیاسی یکپارچه کرده بود ، اکنون بر این امر خطیر کمر همت بسته بود که دین اسلام را از تمامی انچه غیر اسلامی است و طی قرون اخیر به تدریج به درون آن خلیده و ساخت آنرا آلوده است بپیراید . از این رو مبارزه هایی برای ستردن همه امور خرافی و موهوم پرستانه ای که ضروریات دین را در خود پیچیده و از یادها برده بود آغاز گردید." همه تلاشهای خالصانه برای بازگشتن به اسلام ناب و نیالوده بود ". همه افزوده ها بعدی از برساخته های عظیم و چند پهلوی تعبیر و تفسیرهای مدرسی متکلمان قرون اولیه هجری گرفته تا بدعتها و تشریفات عرفانی همچون تقدیس اولیاء و به عبارت مختصر همه آن اعمال و افعالی که جواز صریح ومنصوص اسلامی ندارد ، تقبیح وتخطئه گردیدند و عامه مردم به ترک این گونه اعمال و افعال ترغیب شدند. یکتاپرستی قاطعانه پیامبر اسلام با همان صلابت و سادگی سازش ناپذیر تبلیغ شد و قرآن وسنت به عنوان تنها هادی عمل انسان پذیرفته شدند.... بسیاری از منتقدان محمد بن عبدالوهاب وجنبشی را که او پدید اورد به عنوان حرکتی واپسگرایانه محکوم می کنند. اما این تهمتی مطلقآ بی اساس است . محمد بن عبدالوهاب عزم خود را بر این جزم کرده بود که مردمش را به اسلام واقعی باز گرداند . و از همین رو کوشید تا زندگی مسلمانان را از همه بدعتها پاک کند و برای این پیرایش ، جهادی بر ضد این بدعتها اعلام کرد. احساسی که او بیان کننده آن بود، در پی تخریب هر آنچه پیش روی او بود نبود ؛بلکه احساس نارضایتی معقولی نسبت به آیینها و اموری بود که چهره واقعی دین را مشوه کرده بودند. او می خواست دانه را از پوشال و گندم را از کاه جدا کند و این کار با هوشیاری و شهامتی قابل تحسین به انجام رساند ..... این جنبش به مصلحان بعد از محمد بن عبدالوهاب آموخت که برای احیاء اسلام نباید صرفا بر راه حلهای دست دوم و قراردادهای بی اثر تکیه کرد ... تلاش در جهت طفره رفتن از قبول اهداف و اشکال مرتبط با اسلام و پذیرفتن اهداف سازمانهای اجتمایی غیر اسلامی (و اغلب ضد اسلامی ) نه احیاء بلکه افساد فرهنگی اسلام است.... واقع مطلب این است که مبادی پیرایشگرانه این جریان احیای اسلامی با برنامه سنجیده ای برای آموزش عمومی و واکنش بر ضد تقلید (یا متابعت علی العمیاء) همراه گردیدو بر توسعه دامنه جواز استنباط فردی راه برد.....بدین ترتیب به برکت مساعی محمد بن عبدالوهاب ، نگاه و نگرش منتقدانه ای در میان علماء و محققان مسلمان رواج یافت ، از آن پس ایشان هیچ چیزی را که از گذشته بدیشان رسیده بود، بدون آزمون صدق و اعتبار آن بر اساس قرآن و سنت ، نمی پذیرفتند.... از خداوند می خواهیم که ایشان و هر آنکه را که درراه دین الله مجاهدت می کند رضوان و رضایت خود نصیب بدارد ، باشد که دامان اسلام هماره مصلح خیز و مصلح پرور باشد. یا حق

 

منبع:سلف صالح

ماخذ: تاریخ فلسفه در اسلام-م.م.شریف .ج۴.مرکز نشر دانشگاهی


جمعه 4 آبان 1386

مختصری از زندگی استاد شهید ناصر سبحانی

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :مشاهیر اسلامی ،


امام شهید ناصر سبحانی


** استاد ناصر سبحانی در سال 1951 میلادی در روستای دوریسان از توابع شهرستان پاوه در منطقه ی اورامانات استان کرمانشاه از استانهای کردنشین ایران چشم به جهان گشود.

 

** دوره ی تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش و شهر پاوه به اتمام رساند ، پس از آن تحصیل علوم دینی را شروع کرد ودر همان دوره ی نوجوانی نبوغ و زیرکی وی عیان گشت . ایشان بمنظور کسب علوم دینی به بسیاری از شهرها و روستاهای مشهور کردستان مانند ؛ پاوه ، سنندج ، مریوان و پیرانشهر سفر کرد و از محضر بزرگ دانشمندان مشهور این منطقه کسب فیض کرد .
** با آغاز انقلاب مردمی ایران علیه رژیم شاهنشاهی ، ایشان هم شروع به فعّالیّت کردند و در شهرهای پاوه ، روانسر ، جوانرود ،سنندج ، کرمانشاه و مریوان چندین سخنرانی ایراد نمود ودر فعالیّتهای مردمی شرکت داشت .

 

** در سال 1980 میلادی به حرکت اخوان المسلمین پیوست ، و به خاطر نبوغ و توانایی و اثبات دلسوزیش به حرکت ، در مدّت زمان بسیار کمی ، مورد اعتماد افراد جماعت قرار گرفت و به سطح رهبری این حرکت راه یافت .

 

** در سالهای اوّل انقلاب ایران ، ایشان همکار و همدمی دلسوز برای استاد تلاشگر و عالم ربّانی ، استاد احمد مفتی زاده _رح_ بود . استاد مفتی زاده ، شهید ناصر سبحانی را برادری غمخوار ، صدیقی صادق و یار و همکار همیشگی خود می دانستند .

 

** شهید سبحانی همراه با استاد مفتی زاده _رح_ و بسیاری از سیاستمداران و علماء اهل سنّت ایران و کردستان ، در چندین نشست و گفتگو با مسئولین جمهوری اسلامی ایران شرکت نموده، و بدین منظور چندین بار به کرمانشاه ، قم و تهران سفر کرد ، و در مورد ، توجّه و اهتمام به مسئله ی ملّت کرد و اهل سنّت با سران و بزرگان رژیم بحث و گفتگوی جدّی داشتند .

 

** ایشان همچنین در سالهای اوّل انقلاب ایران ، همراه با سیاستمداران بزرگ وقت کردستان در چندین کنگره شرکت داشته است .
سال 1981میلادی که شورای مرکزی اهل سنّت ( شمس ) تشکیل گردید ، استاد سبحانی یکی از اعضای فعّل این تشکّل بود و در همان کنگره ی اوّل به عنوان نماینده ی استان کرمانشاه برگزیده شد . همچنین در کنگره ی دوّم شمس هم شرکت نمود . ** همزمان با تشکیل مجمع دوّم شمس ، مسئولان حکومت ایران ده ها نفر از شرکت کنندگان این مجمع را در شهرهای ایران دستگیر کردند و حکم دستگیری استاد سبحانی هم صادر گردید ... امّا موفق به گرفتن ایشان نشدند ... بنابراین ایشان در پاییز سال 1982م با ترک دیار خود ، فعّالیتش را بصورت مخفیانه در سایر شهر های ایران ادامه داد .

 

** وی در سال 1983م به پاکستان سفر کرد ، ایشان علاوه بر دیدار با چندین شخصیّت جهانی اسلام ، با بعضی از سران و بزرگان آنزمان جهاد افغانستان هم دیدارداشته اند .
** در سال 1988م همراه با عدّه ای از برادرانش به ترکیه سفر کرد و در کنگره ای اسلامی که در رابطه با مسئله ی کردها بود شرکت کرد و سخنرانی ارزشمندی ایراد نمود که طی آن ، حقوق ملّت ها و مسئله ی ملی گرایی و ملیّت در قرآن و اسلام را بررسی نمود .

 

** سرانجام در تاریخ 6/6/1988 میلادی در شهر سنندج در یک مهمانی دستگیر شد ، چند روز بعد از دستگیری ایشان ، موج نارضایتی و اعتراض از سراسر ایران بلند شد و به دنبال آن چندین نامه ی اعتراض آمیز از نقاط مختلف داخل و خارج کشور برای مسئولان رژیم فرستاده شد ، امّا متاسفانه هیچ سودی در بر نداشت ... حتّی بسیاری از مسئولان جماعات و حرکات اسلامی خارجی در بیانیه های رسمی ، در رابطه با دستگیری و شکنجه ی استاد سبحانی نارضایتی و اعتراض خود را اعلام داشتند . در داخل ایران هم بدین منظور دیدارهای بسیاری با مسئولان مربوطه انجام گرفت .

 

** پس از این همه تلاش و پیگیری ، مسئولان رژیم ایران ، به مسئول پیگیر قضیّه ی استاد سبحانی خبر دادند که بعد از چند روز دیگر ، جنازه ی ایشان را در شهر سنندج به شما تحویل خواهیم داد . سرانجام در شهر قروه از توابع استان کردستان ، قبر شهید سبحانی را به خویشان واقوام وی نشان دادند و به آنها اخطار کردند ، که حق بیرون آوردن جنازه ی ایشان را ندارند . __ روحش شاد و یادش گرامی __

 

** به گواهی و شهادت بسیاری از علماء و شخصیّت های اسلامی ، استاد شهید _رح_ عالمی با توانایی علمی کم نظیر و اهل اجتهاد بود ، بنابراین در همه ی زمینه های تفسیر ، حدیث ، فقه ، فلسفه و دعوت و حرکت دارای نظرات و اجتهادات قوی و علمی می باشند .

 

** بیش از هزار کاست صوتی از استاد شهید _رح_ در زمینه های تفسیر قرآن ، مسائل عقیدتی ، عبادات و حکمتهای آن ، سیستم های فکری، اقتصادی وسیاسی اسلام و علوم اسلامی مانند ؛ علوم قرآنی ، اصول فقه و حدیث به یادگار مانده، همچنین چندین سخنرانی درباره ی مسائل فکری و سیاسی ، قبل وبعد از انقلاب ایران از ایشان وجود دارد .و علاوه بر زبان کردی ، صدها کاست به زبان عربی و فارسی از ایشان در دست هست .

 

** دیگر آثار علمی شهید ناصر سبحانی :
1 – مجموعه فتاوا : در باره ی بسیاری از مسائل مهم ایران و جهان معاصر وبه زبان عربی می باشد .
2 – ولایت و امامت :نوشته ای فلسفی سیاسیست ، که مسئله ی ولایت وامامت را از دیدگاه قرآن مورد بررسی قرار می دهد .
3 – تذکری در علوم حدیث : در اصل رساله ای طولانی می باشد که آنرا برای ( مجمع السنه النبویه ) نوشته که دکتر یوسف قرضاوی آنرا اداره می کند . ایشان در این رساله نکات قابل توجه و مهمّی را به پروژه ی جمع آوری احادیث پیامبر _ص_ تقدیم می کند .
4 – مختصر مدارج السالکین : که در آن تهذیب عبدالمنعم صالح العزی را مختصر کرده اند .
5 – کتاب بسیاری مهمّی در باره ی << عقیده >> که موضوعات آن را از قرآن استخراج می نمود و چون روزهای قبل از دستگیری به آن مشغول بود ، متاسفانه ناتمام ماند.
غیر از موارد نامبرده ، ده ها نوشته و مقاله از ایشان د رمجلات اسلامی طی سالهای 1983__1987میلادی به چاپ رسیده است .

منبع:اصلاح



جمعه 4 آبان 1386

¯ شیخ الاسلام ابن تیمیه

   نوشته شده توسط: صهیب عبیدی ابتهاج    نوع مطلب :مشاهیر اسلامی ،


 مقارن روزگار ابن تیمیه ، علم کلام و فلسفه و فقه پیشرفت شایاتی کرده و موجب ظهور مذاهب مختلف فکری گشته بود. ولی بدبختانه اختلافات سیاسی و نفاقهای مذهبی وحدت مسلمانان را سست کرده و ممالک آنها را هدف آسانی برای تهاجمات مغول در سده هفتم قرار داده بود. در این گیر و دار بحرانی بود که امام ابن تیمیه به عنوان مجتهد پدیدار گردید و بر مردمان بانگ بر زد که به تعالیم بنیادی اسلام – به نحوی که در کتاب و سنت دیده می شود –بازگردند. او اهمیت چندانی به کلام یا فلسفه نمی داد… عظمت امام ابن تیمیه ، به عنوان متفکری اصیل و منتقد ، به صورت گسترده ای پذیرفته شده است … تقی الدین ابوالعباس احمد ابن عبدالحلیم ، که به ابن تیمیه معروف است، در حران شهری نزدیک دمشق، در روز دوشنبه دهم ربیع الاول/ 661 زاده شد.در سال 667 وقتی ابن تیمیه به سن هفت سالگی رسید، مغولان شهر حران را ویران کردند، و پدر او عبد الحلیم به اتفاق همه افراد خانواده اس به دمشق رفت و در آنجا اقامت گزید. در اینجا بود که ابن تیمیه از پدر خویش ، که خود استاد بزرگی در مذهب حنبلی بود ، تعلیم و تربیت بسیاری فرا گرفت،همین طور پیش علی بن عبدالقوی درس خواند و در زبان عربی کتاب سیبویه را ممارست بسزا نمود. حدیث را با بیش از دویست شیخ خواند.(فوات جلد1.ص35) .. بررسی دقیق آثاراو آشکار می سازد که در تنظیم طرح اصلاحی خود هیچ کس را جز سلف صالح پیروی نمی کردو به این دلیل نهضت او را "سلفی "می نامند.شعار او این بود که "به سوی کتاب وسنت بازگردید". او بر ضد هرگونه بدعتی بشدت اعتراض کردو معتقد بود که اسلام به وسیله صوفیگری ، وحدت وجود ، کلام ، فلسفه و همه انواع عقاید خرافی فاسد گشته است. او مصمم بود که جامعه اسلامی را از انجام دادن اعمالی که منتهی به تعظیم بی جهت به قبور پیامبران و اولیاء می گردد پاک سازد.بنابراین در مدت اقامت خود در سوریه از 692 تا 705 کتابه و رسالات متعددی بر ضد صوفیان ، متکلمان ، و فیلسوفان ارسطویی مذهب نوشت. در بخش نخستین همین دوره بود که شخصا در جنگ با مغولان و نصیریان شرکت جست.در سال 702 نیز در جنگ شهقاب (محلی در نزدیکی دمشق ) شرکت جست و در آنجا بود که با خلیفه الملک عبدالناصر ،محمدبن قلاوون،سلطان مملوکی و دیگر بزرگان ملاقات کرد وهمه آنها را امر کرد که به جهاد مقدس بپیوندند. در اواخر سال 704 قشونی بر ضد مردم جبل خسروان در سوریه برد و آنها را شکست فاحشی داد. از این جهت ، ابن تیمیه مجاهد نیز بود در سال705 ابن تیمیه در جلسات بحث آزادی که در حضور الملک ناصر تشکیل می شد، با انتقاد مخالفان مواجه شد و همه آنها را با براهین روشن و مقنع خود شکست داد. در همین سال به مصر رفت و در مناظره ای شرکت جست که در آن استادی هندی به نام شیخ صفی الدین هندی نقش مهمی را بازی کرد. بنا بر پیشنهاد همین شیخ بود که مقرر شد ابن تیمیه با دو تن از برادرانش در سیاه چال ارگ کوه به مدت یک سال و نیم زندانی گردد ؛کتابها و رسایل او بر ضد خرافات و شرکیات باعث خشم برخی استادان عصر شدتا اینکه سرانجام در ماه شعبان 762 در ارگ دمشق توقیف شد. در اینجا به او اجازه دادند تا برادرش زین الدین با او بماند، در حالی که شاگرد او ابن قیم الجوزیه به سبب نصرتی که از استاد خویش کرده بود در همان زندان بارداشت بود. در این رندان ابن تیمیه کتابها و جزواتی نوشت که در آنها از عقاید خود دفاع می کرد، گفته اند که در همان جا تفسیری بر قرآن در چهل جلد به نام البحر المحیط نوشت. برخی از این کتابها به دست دشمنان افتاد و اجازه ندادند دستش به آنها برسدو حتی قلم ومرکب را از او گرفتندبه نحوی که از آن پس مجبور شد با پاره های ذغال بنویسد. پس از آنکه در زندان تنها ماند اوقات خود را در عبادت و خدمت به خدا مصروف گردانید تا اینکه در روزدوشنبه بیستم ذی القعده 728 در گذشت. ابن تیمیه نویسنده ای پرکار بود، هیچ کس نتوانسته تعداد قطعی کتابهای او را به دست دهد، اگر چه کتب او در زمینه های گوناگونی بود ، او کتابها ، فتاوا و مکاتبات بیشماری باقی گذاشت و اغلب آنها را زمانی تصنیف نمود که محبوس بود . ذهبی شمار تألیفات او را به طور تقریب پانصد عدد می داند. تعدادی از نسخه های خطی که از شیخ الاسلام ابن تیمیه در علم کلام به جای مانده است هنوز در انگلستان وآلمان موجود است که در میان انها مسأله العلو، الکلام،علی حقیقه الاسلام ولایمان وسئول لابن تیمیه و ... به چشم می خورد. ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه بیان میدارد که در اسلام جایی برای کلام وفلسفه وجود ندارد و متکلمانی چون جوینی ،غزالی و شهرستانی ،که حیات خود را وقف این علوم کردند، سرانجام عیوب خویش را دریافتند و به قرآن وسنت بازگشتند، او می افزاید شهرستانی اقرار کرده است که بحث در علم کلام حماقت است ،و نیز امام فخر رازی در مسائل کلامی ،افکارگوناگون خود را نقض کرده است و به حیرت وسرگردانی خود اقرار نموده. یا حق


 
تاریخ فلسفه در اسلام .ج2.مرکز نشر دانشگاهی